تبليغاتX
نیشــتر

جمعه ششم اردیبهشت 1387

زندگی ...

 

1- این چه شوری است که در دور قمر می بینم

    همه آفاق پر از فتنه و شر می بینم

 

    ابلهان را همه شربت ز گلاب و قند است

    قوت دانا همه از خون جگر می بینم

 

    اسب تازی شده مجروح به زیر پالان

    طوق زرین همه بر گردن خر می بینم

   .

   .

   

   گویا قرار است این غزل برای همیشه تازگی‌اش را در این مملکــت حفظ کند !

 


2- گارفیلد ، این گربه چاق ، تنبل و شکمو برای خودش دنیائی دارد .هموطن خوش‌سلیقه و علاقه‌مندی اقدام به ترجمه و انتشار کمیک استریپ های گارفیلد اثر "جیم دیویس " نموده‌است . جملات با ظرافت و نکته‌سنجی زبان فارسی ترجمه شده‌اند . برای ایشان آرزوی موفقیت دارم .

سایت ایشان : Garfield.ir

 

 

3- آخرین نسخه از برنامه U.L.T.R.A_S.U.R.F  را دانلود کنید ! ( لینک غیر مستقیم !)

 

4- به جائی منتقل شده‌ام که تلفن ندارد چه رسد به اینترنت ! ساعتهای متمادی برق قطع ، آب نوشیدنی‌مان تلخ  و ...

 

5 - و ... متاسفانه زندگی هنوز جاریست !
نوشته شده توسط کاوه در 23:4 |  لينک ثابت   • 
**********************************************************************

چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387

امان از روزگار ...

1- روزگار غریبی است نازنین !

     چهره‌های درهم رفته ، سگرمه‌های پُر‌گِره ، آدم‌­هائی که با خود حرف می‌زنند ، از آینده نومیدند و...

گوئی افسردگی به خُلق طبیعی این مردم تبدیل شده ! شاید بهتر باشد آدمهای غیرافسرده درمان شوند . با توجه به اوضاع روزگار آنها حتماً مشکلی دارند!!

 

2- همواره دولت‌های وقت برای راضی نگاه داشتن مردم نرخ خدمات نرم‌افزاری پزشکی ( مانند دستمزد پزشک و پرستار) را پائین نگه داشته‌اند . تاحدی که نسبت به کشورهای عقب مانده‌ای چون افغانستان و بنگلادش هم تحقیرآمیزمی‌نماید . به عبارتی ساده‌تر دولتهای ما یارانه هنگفتی بابت این خدمات می پردازند اما از جیب پزشکان !

دولت با جلوگیری از واقعی شدن ( یا حداقل معقول شدن) سرانه بهداشت ودرمان و دخالت مستقیم در امر نرخگذاری خدمات پزشکی از طریق سازمانهای بیمه ( که جزئی از دولت محسوب می‌شوند ) موجب آلودگی و بیمار شدن نظام درمان این کشور شده است !  تعداد قابل توجهی از پزشکان ( بیش از 15 هزار به قول دکتر هویدا ) بخاطر نیافتن جایگاهی شایسته از جرگه طبابت خارج شده‌اند ، بسیاری از همکاران برای جبران مافات به تجویز بیش از حد و گاه غیرعلمی آمپول و سرم و ... می پردازند و گروهی با ترغیب بیمار هزینه های مازاد به وی تحمیل می‌کنند و ...  

در نهایت زیان این فرآیند معیوب و بشدت بیمار به که می‌رسد ؟

] نکته عجیب اینکه دولت درقبال افزایش هزینه‌های  بخش سخت‌افزاری درمان مانند دارو، آزمایشگاه ، رادیولوژی و امثالهم نه تنها موضعی نمی‌گیرد که خود پیشقدم هم می‌شود ! و نکته جالب اینکه دستمزد پزشک – حتی نوع نظام پزشکی‌اش – در مقایسه با این هزینه‌ها عددی محسوب نمی‌شود ! [

 

3- با آقای دکتر پ.ا در دوران تحصیل در دانشگاه تهران آشنا شدم . روستا زاده‌ای از جنوب فارس که با سهمیه‌ای ویژه وارد دانشگاه شده‌بود . از ما پائینتر بود بگمانم ورودی 67 . جنون ِعشق مقام و حُب ریاست داشت و به جائی رسانده بودش که برای رسیدن به اهدافش از هر رذالتی فروگزاری نمی‌کرد ! بجای کلاسهای درس و حضور در بخشها ، در دفتر این رئیس و آن مدیر گروه حاضر بود. با دستمالی در دست !

زبان چرب و نرمی داشت . سعی می‌کرد در همه افراد یک سیستم ( از مستخدم تا رئیس ) نفوذ کند . هر وقت دانشجویان بخاطر ظلم و رفتار ناحقی اعتراض می‌کردند ، به گونه‌ای سر وصداها را می‌خواباند و حتی نزدیکترین دوستانش را می‌فروخت و البته پاداشش را از حضرات می‌گرفت . از یکسو داد اخلاق و معنویت می زد از سوی دیگر کثافتکاریهای غیراخلاقیش نقل محفل همگان بود . بخاطر نداشتن پدر معنوی در دنیای سیاست سعی داشت با نزدیک شدن به مقامات و بکمک روشهای خودش دوستانی پیدا کند تا بتواند موقعیت و مقامی دست و پا کند . با تحویل دولت به آقای خاتمی و تغییر مقامات حامیش، او هم بساطش را جمع و به روستای زادگاهش برگشت و در آنجا مطبی دائر کرد . تخلفاتش در خصوص بیمه‌ها بگونه‌ای بود که بسیاری از آنها لغو قراردادش کردند ولی با نفوذی که داشت مانع از تداوم این تنبیه شد .

     با انتخاب هم روستائی و دوست هم پیاله‌اش ( دکتر ش . م ص ) به نمایندگی مجلس هفتم که  بدنبال رد صلاحیت‌های گسترده اصلاح طلبان  صورت گرفت ، دوباره برای کسب مقام و ریاست به کارزار برگشت . و بدین گونه شد که ایشان بدون داشتن هیچگونه سابقه اجرائی و مدیریتی ، بناگاه از مطب روستائیش به ریاست بهداری کل سازمان زندانهای کشور رسید . بعد هم با نفوذ به وزارت رفاه که وزیرش سابقاً استانداری در فارس بوده و البته با توصیه‌‌های همان نماینده مجلس به سمت مشاور وزیر میرسد ! ( نکته ای که به نظرم بهتر است واگویه شود اینست که وزیر بهداشت عتیقه‌ی این دولت هم از توصیه‌های همان نماینده مجلس است . کسی که رانتهای سیاسی و اقتصادی زیادی را برای دوستان ، فامیل و نزدیکانش فراهم کرد ! درخصوص این نماینده مجلس مسائل زیادی وجود دارد که بعداً به آنها می‌پردازم.)

     باری این بازگوئی خاطرات بدین علت بود که دیدم اخیراً جناب مشاور وزیر در مذمت افزایش دستمزد و خدمات پزشکی افاضاتی درداده‌اند و طبق خط مشی همیشگی‌اش ( بقول دوستانش : حزب باد ) در قبال کسب مقام و در راستای مجیزگوئی قدرت، به سرکوب تلاش همکارانش برای احقاق حقشان می‌پردازد ! کسی که تا همین 4-3 سال قبل بخاطر کمی درآمدِ ناشی از پائین بودن نرخ ویزیت، دست به چندین نوع تخلف در قبال دفترچه‌های بیمه زده بود . هنوز پرونده‌ی تخلفات ایشان در سازمانهای بیمه‌ی استان فارس موجود است !!

 

 

4- در پاسخ مشاعره دوست عزیز و همکار جوانم در وبلاگ پزشک 78 به این رباعی زیبا از مولانا اکتفا و به ایشان و دیگر همکاران تقدیم می کنم . امیدوارم به بزرگواری خودشان ببخشند . حقیقتاً دل و دماغی برای شعر و نغز برایم نمانده . مطمئنم وقتی به سن و سال من برسید مرا درک خواهید کرد . البته امیدوارم حال و هوای پرشور جوانی‌تان پایدار باشد :

 

            گر در ره عشق او نباشی سرباز

            زنهار مکن حدیث عشقی سر باز

                                                  گر روشنیئی می طلبی همچون شمع

                                                  پروانه صفت تو خویشتن را  در باز

 

 


 

 پ .ن ۱: همکار خوبمان "دکتر س " در وبلاگ شرح حال به زیبائی می نویسد . قلمش را دوست دارم . امیدوارم نوشتن را ادامه دهد .

 

 پ.ن  ۲   -      لینک مستقیم  کتاب ارتوپدی دکتراعلمی هرندی    ( فقط تا ۷ روز !)

 

                             

 

نوشته شده توسط کاوه در 0:44 |  لينک ثابت   • 
**********************************************************************

دوشنبه دوازدهم فروردین 1387

جزیره !

  فیلم جزیره (The Island ) تصویر نگرانیهای اخلاقگرایان از سوءاستفادۀ احتمالی بشر از دانش جدید شبیه سازی (Cloning) است . این فیلم که از ساخته های  Michael Bay بوده و ایوان مک گرگور ( در نقش لینکولن -6 – اکو  ) و اسکارلت جانسون ( در نقش  جوردن – 2 - دلتا) هنرمندی بیادماندنی ایی در آن از خود بجا گذاشته اند ، با داستانی جذاب به زبان گویای این ترس و نگرانی تبدیل شده است !

 

بقیه در " ادامه مطلب"...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط کاوه در 3:26 |  لينک ثابت   • 
**********************************************************************

یکشنبه یازدهم فروردین 1387

آرزو ...

تنها آرزویم اینست که از خواب بیدار شده متوجه شوم که در یک

کابوس سی ساله بسر برده‌ام!

نوشته شده توسط کاوه در 1:25 |  لينک ثابت   • 
**********************************************************************

پنجشنبه یکم فروردین 1387

2 برنامه مفید !

 جهت استفاده از "دو برنامه " به ادامه مطلب مراجعه فرمائید .


پی نوشت :

۱- مرجع دروس برای دوستانی که سال بعد امتحان میدهند  ( تصویر خوانا ! )

 

۲- فونت یاقوت سیاه . برای کسانی که فایل پی دی اف مراجع ۸۷ را از سایت دبیرخانه دانلود کرده اند ولی نمی توانند آنرا بخوانند . ( فونت را در پوشه Fonts ویندوز کپی کنید .)

 

موفق باشید

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط کاوه در 10:24 |  لينک ثابت   • 
**********************************************************************

چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386

تبریک

سلام

     خواستم عید را تبریک بگویم ، یادم آمد که عید وقتی است که دل آدمها شاد باشد . چیزی که این روزها نمی‌بینم مگر در کودکانی که از حال و روز خودشان و دنیای اطرافشان بی‌خبرند !

   به هرحال روزها و سال‌ها می‌گذرند و از آنها چیزی باقی نمی‌ماند جز خاطراتی و حسرتی بر دل ما . نمی‌دانم چرا ما همیشه باید حسرت گذشته‌هایمان بخوریم ! چرا باید فرداهایمان همواره بدتر از امروزمان باشد .

متاسفانه گذشته‌ها را بخاطر می‌آورم ! نمی‌دانم چرا آنروزها حال و هوای نوروز و عید بگونه‌ای دیگر بود ! بوی سبزه و علف تازه روئیده در کوچه‌های خاکی و سبزه‌های مخملی زیبائی که روی دیوارهای کاهگلی روئیده بودند . چه حس زیبائی داشتیم آنروزها . روزهای خوبی که سی سال است دیگر برایم و برایمان تکرار نشده .

سال نو مبارک !

نوشته شده توسط کاوه در 8:40 |  لينک ثابت   • 
**********************************************************************

سه شنبه چهاردهم اسفند 1386

کتاب - کتاب

سلام دوستان

 

   1- قبلاً در مورد روشهای میانبر برای دانلود از سایت معروف راپیدشــــر  نوشته بودم . به تازگی به سایت راپیدباز برخورده ام که لینکهای دوسایت RapidSahre   و Megaupload را به لینک مستقیم تبدیل میکند . البته برای فایلهای تا حد 20 مگابایت رایگان است و برای فایلهای بزرگتر بایستی اکانت آنرا خریداری کنید که برای 30 گیگابایت حدود 5000 تومان است  . بدون محدودیت زمانی ! ( نسبت به اکانت های هر دو سایت مذکور مقرون به صرفه تر است ) . من به کرات از آن استفاده کرده ام .

 

  2- این هم آدرس چند سایت پر از کتاب :

کتابهای پزشکی :

http://www.medicalheaven.com

http://doctorebooks.com

http://medical-ebooks.blogspot.com

http://www.doctorjhunz.com

 


مجموعه کتاب :

http://www.ebookee.com

http://www.books-download.com

http://2020ok.com

http://www.ebookshare.net

http://www.flazx.com

http://www.pdfchm.com

http://www.ebookdirectory.com

http://www.planetebook.com

 

امیدوارم مفید باشند .

 

نوشته شده توسط کاوه در 8:36 |  لينک ثابت   • 
**********************************************************************

چهارشنبه هشتم اسفند 1386

ظهور

سلام عزیزان

 

   بعد از امتحان مجبور بودم به کارهای معوقه برسم ، تاخیر در عرض ادب دوباره را به بزرگواری خودتان ببخشید .

1-- این امتحان هم با همه دنگ و فنگ‌ها و حاشیه‌هایش مثل زمستان گذشت و رو‌سیاهیش ماند برای ابلهانی که در این وزارتخانه فاسد خود را عقل کل دانسته و فعلاً خدائی ( فرعونی ) میکنند !

  آرزو به دلمان ماند که برای یکبار هم که شده یا امتحان استاندارد باشد یا لااقل جواب سووالات را درست بدهند . خود این آزمون که با هیچکدام از معیارهای منطقی و عقلانی در این کُره‌ٔ خاکی سازگار نیست و مانند خیلی چیزهای دیگرمان در دنیا تک و منحصر بفرد است ، کافیست تا هر آدم (پزشک)سالم و عاقلی را به یک روانپریش ازهم‌گسیخته تبدیل کند  ! البته خوشبختانه ما دیگر به این وضع عادت کرده‌ایم . شاید اگر غیر ازین بود و ما ناگهان با یک رویکرد صحیح به این امتحان مواجه می‌شدیم  حتماً دچار مسخ‌واقعیت و شخصیت می‌شدیم . این به کنار ، پاسخنامه‌هایشان که دیگر ما را کُشته ...

 

   اما این دوره یک نکته جالب داشت ؛ تعداد قابل توجه حضرات رئیس و مدیر و معاون و... که با قیافه‌هایی تابلو بسان کفتارها و لاشخورها هجوم آورده بودند تا سهمشان را ازین مُردار عَفن به دندان بکشند .با دیدنِ قبولی با نمره‌های حول و حوش 70 آب از دهانشان سرازیر شده بود . با خیلیهاشان آشنا بودم . افسوس می خوردند که چرا پـار دیر خبردار شدند و به حقشان نرسیدند !!! علم و دانش بود که از سر و رویشان می‌بارید !

 

2--  در دوران غیبت صغرا دچار حمله قلبی شدم ! خـُـب ، وقتی آدم توی سرازیری عمر می‌غلتد باید منتظر این چیزها هم باشد . دوست کاردیولوژیست می‌گفت " حتماً باید آنژیوگرافی کنی " . ولی زیر بار نرفتم !  از ریسک فاکتورها 5 تایش را قطعاً دارم که کمترینشان هیپرتانسیون دیاستولیکی است که گویا آرزوی دیدن کمتر از 110 آنرا باید به گور ببرم !

هرکسی برای زندگیش فلسفه‌ای دارد . این زندگی برای من جذابیت و لذتی نداشته که برای چند روز بیشتر ماندن تلاش کنم !

زندگی بر دوش ما بار گرانی بیش نیست     عمر جاویدان عذاب جاودانی بیش نیست     

 

به هرحال اگر متوجه شدید به غیبت کبرا رفته‌ام فاتحه را فراموش نکنید !

 

  3—همکار و خواهر گرامیم  از وبلاگ بهشت خیال خواسته که کتابهای نخوانده یا تمام نکرده‌ام را بازگو کنم  . خوشبختانه من هیچکدام از کتابهائی را بدست گرفته‌ام ناتمام برزمین نگذاشته‌ام ! درحقیقت تعداد کتابهائی که تاکنون مطالعه کرده‌ام آنقدر زیاد و متنوع است که نمی دانم کدامها را پیشنهاد کنم  ! اما بطور کلی آثار هِرمان هِسه ، مثنوی معنوی و نهج‌البلاغه را از همه بیشتر دوست دارم و مکرر می‌خوانمشان. کتابهای منتشر شده در سالهای اخیر را نمی‌خوانم زیرا اغلب یا دچار خود سا.نسوری شده‌اند یا زیر تیغ ممیزی رفته‌اند .

من هم به رسم رایج از دوستان دیگر  وبلاگ‌نویس می‌خواهم تا در این خصوص بنویسند : گل‌پسر عزیز ، دژاوو ، پزشک 78 و متوترکسات .

 

برایتان آرزوی سلامتی دارم

نوشته شده توسط کاوه در 7:30 |  لينک ثابت   • 
**********************************************************************

جمعه بیست و یکم دی 1386

غیبت صغرا !

 

سلام

دوستان و همکاران عزیز

    برای مرور نهائی دروس امتحانی بناچار چند صباحی درخدمتتان نخواهم بود !  اگر عمری باقی باشد در اسفند ماه مجدداً به جمع عزیزان برمی گردم . مطالب زیادی برای نوشتن دارم ... پس حتماً بر میگردم .

   اگر اهل دعا هستید ، این پیرمرد را فراموش نفرمائید -  همچنین گل پسر عزیز را - . بلکه با دعای خیر شما به رشته موردعلاقه ام راه پیدا کنم   هم ازین آوارگی و سردرگمی و بی سروسامانی نجات پیدا کنم !!

و فراموش نکنید لعن و نفرین یزیدها و معاویه های زمان را ... که در ظلم و جور و بی عدالتی ، معلمان تاریخی شان را روسفید کرده اند !

 

برای همه تان سلامتی ، سربلندی و موفقیت آرزو دارم

به امید دیدار

کاوه

 ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ

 

پی نوشت : آخر شب خبرها را مرور می کردم که به این تیتر رسیدم :

 

پایان پرونده تحقیق و تفحص از آزمون دستیاری 82 ، تخلفات محرز شد !

 

بیش از 4 سال از این پروندۀ به اصطلاح ملـَی می گذرد ... در آن سال چه حق هائی که از من و گل پسر و امثال ما ضایع شد ! چه تلاشهائی که کردم  برای ایجاد این پرونده و چه فحاشیها و بی ادبی هائی که از همکاران محترم (!) دیدم و شنیدم !

 

    آقای دکتر ریاض نماینده وقت مجلس در جلسه ای نیمه خصوصی لیستی را نشانم دادند و گفتند بیش از 400 نفر ... ( یعنی یک سوم کل ظرفیت آن سال !!! )

چند نفر اخراج شدند ؟ همان 6- 5  نفر بی کس وکاری که دستشان به جائی بند نبود ؟ آیا آن چند میلیارد تومان را فقط از همین چند نفر گرفته بودند ؟

پرونده چگونه پایان یافت ؟ حق پایمال شده  دیگران چگونه اعاده شد ؟

آیا می دانید چه بسیار کسانی که دراین ماجرا برای همیشه فرصت و بخت خود را ازدست دادند ؟

 

 چرا اینقدر دیــــر ؟  آیا باز موسم رای رسیده و حضرات می خواهند از این لاشه گندیده  آش نذری بپزند ؟

چرا اسامی و سمت متخلفان را اعلام نمی کنند تا مردم بدانند گـزمه هائی که قرار بود امنیت را برقرارکنند خود سردسته دزدان بوده اند !

آقای دکتر کریمی ( معاون وقت وزارتخانه همیشه روسیاه ِ  ب د آ پ ) حتماً بیاد می آورند که نمایندۀ کمسیون امنیت ملی به ایشان گفتند طبق بازجوئیهای اولیه ، مسئله فروش سئوالات آزمون دستیاری از سال 72 بوده  ، یعنی 11 سال !!!  درمورد آن سالها چه کردند ؟ جریان سال 77 که اظهرمن الشمس بود و جای هیچ گونه انکاری نداشت !؟

چرا ...؟

چرا .....؟

چرا ........؟

 

آقای دکتر نارنجی ها – خبرنگار شبکه خبر – حتماً یادشان هست که وزیر وقت چگونه بی شرمانه چشم در چشمان افرادی که دوره اش کرده بودند دوخت و گفت : اگر حتی یک مورد تخلف ثابت شود امتحان را باطل می کنم !

از یادآوری آنچه بر من و ما گذشت دچار سرگیجه شده ام ! حالم از این عدالت اس***ی  بهم میخورد !

می خواهم تـُُف کنم ! !  صورت دکتر پزشکیان کجاست ؟

...

..

.

اصل این خبر [ مسخره] را میتوانید در ادامه مطلب بخوانید .

 

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط کاوه در 23:37 |  لينک ثابت   • 
**********************************************************************

دوشنبه هفدهم دی 1386

RapidShare

     اگر مثل من اهل دانلود (بخصوص کتابهای خارجی ) باشید ، مسلماً سروکارتان زیاد به سایت RapidShare   افتاده !   میزبان خوبیست ولی برای استفاده از مزایای ممتاز آن باید اکانت آنرا بخرید ! درغیراینصورت بایستی از حالت رایگان آن استفاده نمود که علاوه بر سرعت پائین ، فاقـد قابلیت مهم  وقفۀ موقـت ( Resume و  Pause ازسرگیری مجدد  در هنگام دانلود است  . به عبارت ساده تر به هیچ وجه نمیتوانید از برنامه های مدیریت دانلود استفاده کنید .

 

برای  یک حصول به شرایط دانلود ممتاز ( Premium ) از این سایت سه راه حل کارا پیشنهاد میکنم :

 

1- به این آدرس تشریف ببرید و یکی از هدایای آنرا انتخاب کنید ( اکانت 1 یا 3 ماهه میزبانهای RapidShare    یا MegaUpload  ) . سپس ای – میل خودتان و یک رمز عبور مرقوم بفرمائید .

 

 

 

در مرحله بعد مشخصات تان را باید بنویسید که البته الزامی به صحت و درستی آنها نیست .

درآخر یک لینک به شما داده خواهد شد که باید آنرا به دوستانتان بدهید تا با استفاده از آن ثبت نام کنند . همانطور که متوجه شده اید برای بدست آوردن اکانت مورد نظرتان باید تعداد مشخصی با استفاده از لینک شما ثبت نام کنند . مثلاً برای حساب 1ماهه راپیدشــــیر این تعداد 5 نفر است !

پس از رسیدن به حدنصاب ، نام کاربری و رمزعبور به ای – میل شما ارسال میشود .

 

2 – راه حل دوم : به سایت پـَـزَ نگ رفته و با دادن آدرس ای- میل تان ، یک رمز ورود به آن سایت بگیرید !

از این به بعد پس از ورود به سایت و صفحه مربوطه ، لینک راپیدشـــیر را ارائه داده و مدتی بعد ( گاه چند ساعت ) لینک مستقیم آنرا تحویل بگیرید .

 

3 – راه حل سوم استفاده از یک مدیر دانلود  جالب بنام FileDownloader   است . برای دانلود و آموزش چگونگی استفاده از آن ، لطفاً به ادامه مطلب  تشریف ببرید .

 

در انتها یک سایت خوب پر از کتابهای پزشکی معرفی می کنم . شما نیز اگر سایتهای مشابه سراغ دارید در بخش نظرات مرقوم بفرمائید تا به اطلاع سایر دوستان برسد .

 

http://medical-ebooks.blogspot.com

 

موفق باشید


ادامه مطلب
نوشته شده توسط کاوه در 10:21 |  لينک ثابت   • 
**********************************************************************